يک دنياى بهتر: در
فراخوان به اعتصاب عمومى در شهرهاى کردستان در اطلاعيه ها و مطالب بخشى از نيروهاى چپ ميبينيم که بازاريها را
مورد خطاب قرار گرفته اند و در گزارشات اعتصاب اساسا تاکيد روى بازار و عکس بسته
مغازه ها است. چرا کمونيستها و چپها مثلا در تهران به بازار و بورژوازى فراخوان
نميدهند اما در کردستان ميدهند؟ تفاوت چيست؟ آيا وجود ستم ملى و همينطور جنبش
ناسيوناليستى در کردستان ميتواند توجيه چنين سياستى باشد؟
على جوادى: نه وجود ستم و
مساله ملی در کردستان و نه به طریق اولی وجود جنبش ارتجاعی ناسیونالیستی در
کردستان سیاست سازش طبقاتی و هم کاسه کردن کارگر و بورژوازی را توجیه نمیکند. بازار
بخشی از بورژوازی تجاری و مالی در ایران است. در تهران اینطور است٬ در کردستان هم
همینطور است. ما بورژوازی خودی و غیر خودی نداریم. بورژوازی ملی و مترقی نداریم٬
در هیچ کجای ایران نداریم. معمولا ناسیونالیستها اینطور توجیه میکنند که وجود
مساله ملی در کردستان منافع مشترکی را به کارگر و بورژوازی محلی میدهد و نتیجه
میگیرند در این مبارزه باید سیاست مشترک و واحدی را دنبال کرد. در این زمینه باید
به چند نکته اشاره کرد.
١-مساله ملی در کردستان یک واقعیت انکار ناپذیر است. راه
حل ما کمونیستهای کارگری هم در قبال آن روشن است. هر چه سریعتر باید به هرگونه ستم
و تبعیض ملی بدون قید و شرط پایان داد. ما خواهان جامعه ای آزاد٬ برابر و مرفه
برای همگان٬ مستقل از جنسیت٬ تابعیت٬ محل تولد و یا تعلق به "ملیت" و
"قومیت" معینی هستیم. ما خواهان نابودی کامل و همه جانبه هر گونه تبعیضی
هستیم. اما با توجه به سابقه دیرینه ستم ملی در کردستان که به یک مساله ملی ارتقا
یافته است٬ لازم است که رفراندومی بر سرآینده کردستان صورت پذیرید. بدینمنظور ما
خواهان برگزاری رفراندومی در کردستان برای تعیین آینده جامعه کردستان هستیم. سئوال
این رفراندوم از نقطه نظر ما جدایی و تشکیل کشور مستقل و یا اتحاد داوطلبانه در
چهارچوب جامعه ای آزاد و برابر است که همگان در آن شهروندان متساوی الحقوق هستند.
جامعه ای که در آن احدی مورد تبعیض قرار نخواهد داشت. در این رفراندوم تاکید ما بر
اتحاد داوطلبانه در چهارچوب جامعه آزاد و برابر و مرفه است.
۲-اشتباه مهلکی خواهد بود اگر تصور شود که ناسیونالیسم و
بورژوازی کرد خواهان رفع هرگونه تبعیض و ستم بر حسب "ملیت" در جامعه
هستند. برعکس بورژوازی و ناسیونالیسم کرد خواهان حفظ ستم ملی و تمایز اجتماعی میان
بخشهای مختلف جامعه اما در شکل وارونه آن است. تمام جوهر سیاسی فدرالیسم و
قومپرستی حفظ تبعیض و این تمایزات ضد انسانی است. ناسیونالیسم خواهان حفظ تمایز و
تفاوت میان بخشهای مختلف مردم در جامعه است. خواهان حفظ شکافهای ملی و قومی بمنظور
بهره برداری و استثمار کارگر "خودی" است. خواهان سهم بری از قدرت سیاسی
"محلی" است. خواهان سهیم شدن و یا بدست گیری انحصاری قدرت سیاسی در
مناطق کرد نشین است. در جامعه مورد نظر ناسیونالیسم کرد٬ شهروندان آن مناطق به کرد
و غیر کرد تقسیم خواهند شد. هویت ارتجاعی قومی بر پیشانی افراد الصاق خواهد شد. و
این بار ستم علیه مردم به اصطلاح غیر کرد به نرم جامعه تبدیل خواهد شد. حفظ شکاف
ملی یک رکن استراتژیک سیاست ناسیونالیسم کرد است. تنها جنبش کمونیسم کارگری خواهان
پایان دادن به هرگونه ستم ملی و تبعیضی در جامعه است.
۳-هیچگونه وحدت منافعی میان کارگر و بورژوازی وجود ندارد.
متحد کارگر در کردستان نه بورژوازی و سرمایه دار کرد بلکه کارگر سایر بخشهای جامعه
است. هدف ناسیونالیسم در تراشیدن منافع مشترک تلاشی برای به اسارت گرفتن کارگر در
کردستان در اسارت بورژوازی کرد است. تاکتیک اتکاء به بخشهایی از بوروژازی و کارگر
در کردستان یک سیاست ارتجاعی و راست است. کرنش بخشهایی از چپ در قبال ناسیونالیسم
کرد است. این سیاست امتیاز دهی به بورژوازی و ناسیونالیسم در کردستان است. یک رکن
توجیه این سیاست راست توسط نیروهای ناسیونالیسم چپ تاکید بر تمایز انکشاف طبقاتی
در کردستان و بخشهای مختلف جامعه است. در این زمینه باید تاکید کرد که تفاوت
انشکاف طبقاتی در بخشهای مختلف جامعه ایران و یا در جوامع مختلف از نقطه نظر ما
کمونیستهای کارگری به اتخاذ سیاست متفاوتی در قبال بورژوازی منجر نمیشود. تضاد و
تخاصم دو طبقه اصلی جامعه٬ کار و سرمایه٬ اساس کشمکشهای جاری در جامعه است. جامعه
ایران یک جامعه سرمایه داری است. در تهران سرمایه داری است٬ در کردستان هم سرمایه
داری است!
يک دنياى بهتر: براى تامين
رهبرى چپ و کمونيستى بر يک حرکت توده اى سياست و تاکتيک مشخص هم لازم است. در مورد
تاکتيک توده اى بطور کلى نظرتان چيست؟ نقدتان به "اعتصاب عمومی" در
کردستان از این زاویه چیست؟
على جوادى: اجازه دهید
برای روشن شدن بحث به یک تقسیم بندی اشاره کنم. آنچه در کردستان رویداد یک اعتصاب
و اعتراض نبود. یک اعتصاب و خانه نشینی بود. به این اعتبار باید از تمایز "اعتصاب
– خانه نشینی" و "اعتصاب – اعتراض" صحبت کرد. و این یک مساله جدید
در اشکال مبارزاتی در جامعه است. برخی خواهان گسترش این تاکتیک به بخشهای مختلف
جامعه هستند و این تاکتیک را "حل معمای" پیشروی اعتراضات توده ای در
جامعه میدانند. به مسائل متعددی در این زمینه باید اشاره کرد.
اعتصاب – خانه نشینی یک تاکتیک پاسیو و غیر فعال توده ای
است. اقدامی نیست که منجر به تقویت اتحاد کارگران و مردم آزادیخواه در ابعاد
اجتماعی شود. کارگر در پس اتخاذ این تاکتیک الزاما قدرتمند تر٬ متحد تر٬ آگاه تر٬
رادیکال تر بیرون نمی آید. شانه به شانه رفقای خود نمی ساید٬ مشتهای گره کرده ای
به حرکت در نمی آیند٬ فریادی زده نمیشود٬ آژیتاتورهای عملی و رهبران عملی اعتصاب
جایی برای ابراز وجود و هدایت اعتصاب ندارند. مقاومتها و شانتاژهای دولت و کارفرما
امکان خنثی شدن توسط قدرت کارگری و توده ای پیدا نمیکند. قدرت کارگر و توده مردم
معترض به نمایش در نمی آید. قدرت اعتصاب منجر به متقاعد کردن و چرخش توازن قوای
سیاسی به نفع مبارزه رادیکال و پیگیر در جامعه نمیشود. روحیات و باور به قدرت خود
در این شکل از اعتصاب تقویت نمیشود. سیاستهای سازشکارانه و راست در جریان مبارزه
خنثی و افشاء نمیشوند. کارگری که در پس یک اعتصاب به تنهایی در خانه نشسته است
کارگر قدرتمندی نیست. به نیروی طبقاتی خود پی نبرده است. قدرت خود را نشناخته است.
براستی چند اعتصاب کارگری را میتوان نشان داد که کارگر اعتصاب کند و در ایام
اعتصاب تماما در خانه بنشیند.
در دفاع از اعتصاب و خانه نشینی معمولا بر توازن قوای
سیاسی و عکس العمل وحشیانه رژیم اسلامی تاکید میکنند. گویی توازن قوای سیاسی در
کردستان تغییر چشمگیری با توازن قوای سیاسی در بخشهای مختلف جامعه دارد. اگر
تفاوتی باشد٬ به نفع کمونیسم و آزادیخواهی و برابری طلبی است و نه برعکس. آیا مردم
در تهران اشتباه کردند به خیابانها آمدند و فریاد زدند. خواهان سرنگونی رژیم
اسلامی شدند؟ آیا اعتراض خیابانی در کردستان با توجه به توازن قوای برتر سیاسی
نمیتواند در دستور قرار بگیرد. علت اتخاذ این تاکتیک را نه در تفاوت توازن قوای
سیاسی بلکه باید در عوامل دیگری جستجو کرد. برای پی بردن به عمق کمبود این تاکتیک
به فردای این اعتصاب نگاه کنید. کدام اعتراضی بر مبنای این اعتصاب عمومی در دستور
قرار گرفت؟ چقدر جامعه متحد تر در مقابل اعدام و ماشین سرکوب و اعدام رژیم اسلامی
بسیج شد و به تحرک در آمد؟ ما خواهان قدرتمند شدن توده کارگر و مردم زحمتکش در پس
هر اعتراضی هستیم. از این رو تاکیدمان در این مبارزه مشخص بر اعتصاب و اعتراض بود.