صفحه قبل این صفحه را چاپ کنید
کارگران کمونيست و اول ماه مه

يک دنياى بهتر: يک بحث در ميان اپوزيسيون با روايتهاى مختلف اينبود که براى پيروزى بايد کارگران بميدان بيايند. از نظر شما محدوديتهاى کارگران براى دخالت در اوضاع کدامند و چگونه بايد بر آنها فائق آمد؟

 

على جوادى: محدودیتهای رو در روی کارگران برای ابراز وجود سیاسی و اجتماعی متعدد اند. دو عامل اساسی و تعیین کننده است. سرکوب وحشیانه هر درجه از تحرک سیاسی در صدر این عوامل قرار دارند. فاکتور بعدی فقر و فلاکت اقتصادی گسترده است. این دو فاکتور مشترکا سهم اصلی را در بازداشتن تحرک طبقه کارگر در سطح وسیع و گسترده دارند. رژیم اسلامی گلوی طبقه کارگر را در چنگال خود گرفته است. نان و آب و زندگیش را به گروگان گرفته است. در کنار این عوامل پایه ای باید به سنت های مبارزاتی در طبقه کارگر اشاره کرد. طبقه کارگر ایران به جز دوره های محدودی در سالهای ۳۲  و ۵۷ کلا فاقد تشکل های توده ای و اجتماعی خود بوده است. این شرایط بیانگر یک نقطه ضعف اساسی در جنبش کارگری است. رژیمهای سرکوبگر در طی دهه های متفاوت قادر شده اند طبقه کارگر را از هر گونه تشکل علنی و توده ای محروم کنند. در عین حال باید تاکید کرد که نقش این فاکتورها دائمی و همیشگی نیست. تغییر توازن قوای سیاسی در جامعه این وضعیت را در هم خواهد شکست.

 

کلا طبقه کارگر در جوامعی که بورژوازی هیچگونه تحرک و ابراز وجود طبقه کارگر را تحمل نمیکند٬ بجز در موارد معدودی و در محدوده های زمانی کوتاهی نمیتواند در عرصه سیاست حضور گسترده ای داشته باشد. همه ما خاطره شوراهای کارگری را در دوران "انقلاب ۵۷" را بیاد داریم. دورانی که کارگران با مشتهای گره کرده در کارخانه و خیابان فریاد میزدند٬ اعتراض میکردند. این دوره ها معمولا کوتاه است و تنها در لحظات حساسی از تاریخ تحولات سیاسی شاهد آن خواهیم بود.

 

اما حضور مستقل طبقه کارگر با پرچم سوسیالیستی خود در اعتراضات جامعه یک شرط اساسی در پیروزی کمونیسم و کارگر در تحولات جاری است. بدون حضور گسترده و سوسیالیستی طبقه کارگر پیروزی بر جمهوری اسلامی و استقرار یک نظام آزاد سوسیالیستی٬ اگر غیر ممکن نباشد٬ احتمالش ناچیز خواهد بود.

 

برای فائق آمدن بر این موانع باید متشکل کرد. باید سازمان داد. باید رهبری کرد. راه اندازی جنبش مجامع عمومی کارگری٬ روتین کردن این مجامع عمومی٬ ایجاد شوراهای کارگری٬ مرتبط کردن این مجامع عمومی و شوراها در مناطق گام تعیین کننده ای در فائق آمدن بر این موانع است. از طرف دیگر هر درجه پیشروی جنبش سرنگونی طلبانه توده های مردم راه پیشروی طبقه کارگر در عرصه سیاسی را هموار خواهد کرد و بر عکس. وظایف متعددی در مقابل رهبران عملی و رادیکال – سوسیالیست کارگران قرار دارد. تلاش امروزشان٬ نقشی که ایفاء میکنند٬ سرنوشت ساز و تعیین کننده است. آینده به انتخاب و تحرک و عملکرد امروز کارگران وابسته است.

 

يک دنياى بهتر: گرهى ترين مسائل جنبش طبقه کارگر کدامند؟ پيشروى سوسياليستى از چه مسيرى ميگذرد؟

 

على جوادى: به مسائل متعددی میتوان و باید اشاره کرد: استبداد خشن مذهبی٬ فقر و فلاکت و عدم تامین اجتماعی٬ نابرابری عمیق سیاسی و اجتماعی٬ بی حقوقی مطلق همگانی٬ و عدم برخورداری از تشکلات مستقل توده ای و تحزب سیاسی از مسائل گرهی جنبش کارگری هستند. مسلما در هر عرصه میتوان به مسائل ریزتری اشاره کرد. در این چهارچوب باید از معضل اخراج٬ بیکاری٬ دستمزدهای ناچیز٬ قراردادهای موقت و سفید امضا٬ و عدم پرداخت دستمزدها نام برد.

 

پیشروی سوسیالیستی مبارزات طبقه کارگر در گرو نقش و عملکرد گرایش رادیکال و سوسیالیستی این طبقه و مشخصا محافل و شبکه ها و بخشهای تحزب یافته کمونیستی این قشر از کارگران است. نمیتوان از بالای سر این قشر از فعالین و رهبران عملی کارگری به تغییرات ویژه و مهمی در تغییر اوضاع سیاسی و موقعیت گرایش سوسیالیستی طبقه دست یافت.

 

اما برای پیشروی باید به معضلات پیشاروی طبقه کارگر پاسخ داد. باید راهگشا بود. کسب هژمونی و قرار گرفتن در مقام متشکل کننده و رهبری کننده طبقه مستلزم پاسخگویی به مسائل عدیده ای است که در مقابل طبقه کارگر قرار داده شده است.

 

در حال حاضر باید بر روی چند مساله انگشت گذاشت: مساله مقابله با فقر و فلاکت٬ بیکاری و اخراج و استبداد و فقدان آزادیهای سیاسی از یکطرف و از طرف دیگر مساله تشکلهای مستقل توده های کارگر حائز اهمیت حیاتی است. بدون تشکل٬ بدون سازماندهی نمیتوان هیچگونه تغییری در زندگی مادی کارگر ایجاد کرد. اما پرداختن به این مسائل به محدوده جنبش کارگری خلاصه نمیشود. معضلاتی هستند که در عین حال اجتماعی و همگانی اند. طبقه کارگر باید بمثابه پرچمدار مبارزه علیه فقر و فلاکت و حذف سوبسیدها و مبارزه علیه استبداد و برای آزادی در جامعه نقش ایفا کند.

 

اما تحقق تمام این مطالبات در گرو سرنگونی رژیم اسلامی است. از این رو طبقه کارگر در این شرایط حساس که مساله تغییر قدرت سیاسی و سرنگونی رژیم اسلامی در دستور جامعه قرار گرفته است باید بمثابه یک نیروی مدعی قدرت در معادلات سیاسی جامعه نقش ایفا کند. 

 

يک دنياى بهتر: حزب بر مجمع عمومى و سنت شورائى تاکيد دارد. در شرايطى که هر نوع تشکل مستقل کارگرى سرکوب ميشود٬ صنايع و کارگران را از طريق شرکتهاى پيمانى شقه شقه کردند٬ مطلوبيت اين سياست کدام است؟

 

على جوادى: اتفاقا مطلوبیت جنبش مجامع عمومی و راه اندازی شوراهای کارگری را در پاسخ به همین معضلات هم میتوان مشاهده کرد. راه حل های سندیکالیستی و یا تشکل بر مبنای صنعت و رسته و حرفه پاسخگوی این شرایط پیچیده نیست. بلکه راه حل در تشکل طبقاتی و جغرافیایی طبقه کارگر است. تشکل شورایی٬ تشکلی فرا رسته ای  است. در برگیرنده کارگران در هر منطقه جغرافیایی است. بخش بخش کردن واحدهای بزرگ تولیدی هر چند که به لحاظ اداری و حقوقی میتواند کارگران را در مقابل کارفرمایان متعددی قرار دهد٬ اما پاسخ به این مساله اساسا در تشکل طبقاتی کارگران است که نه بر مبنای رسته و نوع کارفرما بلکه بر اساس مکان جغرافیایی و تعلق طبقاتی شکل میگیرند و سازمان داده میشوند. بعلاوه یک بخش بزرگ طبقه کارگر در حال حاضر بیکار است. اخراج و بیکاری هر روزه منجر به گسترش دامنه فقر و فلاکت در صفوف کارگران میشود. متشکل کردن این بخش از کارگران در تشکل شورایی کارگر کاری ساده و سهل الوصول است. امری که در توان سندیکا و اتحادیه الزاما نیست.

 

از طرف دیگر مجامع عمومی و شوراهای کارگری قابلیت و ظرفیت بالایی در مقابله با سرکوب سیاسی دارند و این ظرفیت خود را تاکنون به اشکال متفاوت در اعتراضات کارگری نشان داده اند. این شکل عمده سازمانیابی کارگران در زمان اعتراض و اعتصاب است. مساله اما بر سر روتین کردن این ویژگی و راه اندازی جنبش مجامع عمومی است.