صفحه قبل این صفحه را چاپ کنید
مسائل حاد سرنگونی رژیم اسلامی

مسائل حاد سرنگونی رژیم اسلامی

 

 

یک دنیای بهتر: ارزیابی ها از توان و پتانسیل خیزش عظیم توده های مردم بپاخواسته متفاوت است. ارزیابی شما چیست؟ آیا کار رژیم اسلامی تمام است؟ سرنگونی شان محتوم است؟ دلایل چیست؟

 

علی جوادی: تمام شواهد و ارزیابی ها حاکی از آن است که کار رژیم اسلامی تمام است. و آنچه شاهدیم دوران پایانی عمر سیاه رژیم اسلامی است. بنظرم این کلام که رویدادهای حاضر "آغاز پایان رژیم اسلامی است" بیان دقیقی از موقعیت سیاسی حاضر در جامعه است. رژیم جمهوری اسلامی مدتها است در یک بحران عمیق حکومتی گرفتار است. رو در روی خود مردمی را دارد که قصد کرده اند سرنگونش کنند. با نسلی از جامعه و جوانان مواجه است که هیچ سازگاری با هیچیک از مختصات سیاسی٬ اقتصادی و فرهنگی رژیم اسلامی ندارد. نسلی که اکنون به پا خواسته اند و درگیر جنگی برای بزیر کشیدنش هستند. بعلاوه کشمکش های درونی اش به نقطه غیر قابل بازگشت رسیده است٬ بطوری که مشغول یک جراحی درونی اند. دارند بخشی از پیکر سیاه خود را قطع میکنند تا شاید شانسی برای بقاء داشته باشند. اما کودن ترین شان هم میداند که این هم درمانی نیست. تک جناحی شدن رژیم بدتر آن را بیشتر شکننده تر میکند و طعمه آسانتری برای سرنگونی و بزیر کشیدن است. از طرف دیگر جمهوری اسلامی از نوع دوم و "سبز" هم تخیلی کودنانه بیش نیست. حتی اگر تصور کنیم در پس تحولات حاضر حتی جریاناتی از این جنس جناح اصلاح طلب حکومتی در راس امور قرار گیرند٬ مردم در نیمه راه متوقف نخواهند شد٬ کارشان را تمام خواهند کرد. رژیم اسلامی در یک بن بست مرگ قرار دارد. به هر طرف بچرخد٬ بن بست است. نوری در انتهای هیچ تونلی نیست. بنظرم سرنگونی شان محتوم است. خیزشهای اخیر توده های مردم میتواند مراحل و فازهای متفاوتی طی کند اما از تحرک باز نخواهد ایستاد. این خیزش بسرعت به اقدام قهرآمیز مردم برای سرنگونی رژیم اسلامی کشیده خواهد شد. ما در این پروسه برای سرنگونی انقلابی رژیم اسلامی و پیروزی کارگر و کمونیسم٬ همزمان٬ تلاش میکنیم. بنظرم روز شیرین سرنگونی نزدیک است.

 

یک دنیای بهتر: پروسه سرنگونی رژیم اسلامی چه اشکالی میتواند بخود بگیرد؟ کودتا٬ حکومت نظامی٬ حکومت اصلاح طلبان حکومتی؟ شوراهای فقها؟ حکومت پاسداران؟ اشکال پایانی عمر رژیم و مختصات سرنگونی رژیم را چگونه می بینید؟ کدامها محتملند؟

 

علی جوادی: بنظرم تمامی این اشکال ممکنند. اما خصلت تمام این تحولات غیر پایدار بودن آنها و موقت بودن آن است. همه اینها تنها به عنوان دورانی گذرا در روند سرنگونی رژیم اسلامی قابل درک هستند. بنظرم رژیم اسلامی قبل از اینکه کوتاه بیاید٬ هر آنچه در توان ارتجاعی و وحشیانه خود دارد به کار خواهد بست. باز هم این اوباش اسلامی خواهند کشت. باز هم بر برگهای تاریخ جامعه با خون و جنایت و شمشیر اسلام خواهند افزود. تردیدی نیست. احتمال اعلام شرایط اضطراری و یا حکومت نظامی کاملا ممکن و حتی در دستور جناح راست رژیم است. اما مساله شان این است که آیا میتوانند بدون بکار انداختن تمامی برگها و گزینه ها خود را از سرنگونی در این پس این خیزش توده ای نجات دهند؟ از این رو مردد و مستاصل اند. هر گامشان به جلو با تزلزل و اضطراب است. در صورت شکست در هر مرحله ای بسرعت کارشان به سقوط و سرنگونی کشیده خواهد شد. و این بخشی از بحران مرگ شان است.

 

من فکر میکنم رژیم اسلامی در پس گسترش اعتراضات توده های مردم این اوباش به سوی برقراری شرایط اضطراری و حکومت نظامی پیش خواهند رفت. واقعیت این است که نمیتوانند با آرایش کنونی سیاسی و نظامی در مقابل جوانان و مردم بپا خواسته دوام بیاورند. نیروهایشان خسته و فرتوت شده است. قابلیت مقابله و کسب انرژی مجدد در مقابله با توده های میلیونی مردم را ندارد. آرایش سرکوبگریشان در شرایط کنونی اساسا خصلت مرعوب کننده و وحشت آفرینی دارد تا مقابله میان مدت و یا دراز مدت تر با مردمی بپاخواسته. اما با مردمی مواجه اند که پر از انرژی انفجاری هستند. مشکل حکومت نظامی برایشان این است که در عین حال باید کل آرایش سیاسی موجود در جامعه را نیز با آن و متناظر با آن تغییر دهند. مجلس را منحل کنند. در دستگاههای چندگانه رهبری و خبرگان و شورای فلان و بهمان را تخته کنند و کلا خیل وسیعی از خودی ها را به کناری بیندازند. و این یعنی تضعیف و شکاف بیشتر در صفوفشان. از طرف دیگر هر گونه تلاش برای حذف و استقرار شرایط نظامی بناچار بر مقاومت مردم و جناح مقابلشان خواهد افزود و رژیم را با برگ آخرش در مقابل مردم قرار خواهد داد. شکستشان در پس حکومت نظامی به معنای پایان کارشان است.

 

سناریوهای دیگری هم محتملند. اما هر سناریویی در بالا متضمن زدن و حذف بخشی از کل وضعیت موجود است. اگر جناح راست موفق نشود مردم را سرکوب و خانه نشین کند٬ این امکان وجود دارد که بخشهایی از حاکمیت با همراهی رفسنجانی تلاش کنند جایگزینی برای خامنه ای و ولایت فقیه فعلی ایجاد کنند. ایجاد شورای فقها٬ یا ولی فقیه "مدرن" و کمتر آدمکش٬ یکی از انتخابهای این اوباش است. در این سناریو جناح راست باید به کناری زده شود. امری که به سادگی صورت نخواهد گرفت. و هر تغییر و تحولی که ستون نظام جمهوری اسلامی را تغییر و جابجا کند٬ بدون شک کل این نظام را ضربه پذیرتر و از نظر مردم رفتنی تر خواهد کرد. تغییرات این چنینی همانطور که شورای سلطنت و یا سلطنت فرح پهلوی چاره ای برای حکومت شاه نبود٬ درمانی برای حکومت اسلامی هم نخواهد بود. واقعا راهی ندارند باید گورشان را گم کنند.

 

یک دنیای بهتر: جدال جناحهای رژیم اسلامی به نقطه غیر قابل بازگشت و سازش رسیده است. ارزیابی شما از نقش و جایگاه جریان اصلاح طلب حکومتی را در تحولات حاضر چیست؟ به این جریان چگونه باید برخورد کرد؟ بعلاوه رابطه مردم را با این جریان چگونه می بینید؟

 

علی جوادی: جریان اصلاح طلب حکومتی برای بقاء نظام جمهوری اسلامی و حفظ خود تلاش میکند. این اساس و جوهر تلاششان است. اما میدانند که رژیم اسلامی در شکل کنونی قابل دوام نیست. از این رو "تغییر" و "اصلاح" یک تم و یک هدف اعلام شده شان است. اصلاح و تغییر برای حفظ نظام. این تغییرات به هیچ وجه از جنس اصلاحات و رفرمهای مورد نظر مردم در حوزه اقتصادی٬ سیاسی و اجتماعی و فرهنگی نیست. تلاشی برای تامین شرایط بقاء حاکمیت اسلامی است. به این اعتبار وارد نبرد آخرشان شده اند. هر دو جناح میدانند که جنگ شان به نقطه حساس و تعیین کننده رسیده است. جنگ مرگ و زندگی است. جنگی برای حذف و نابودی است. ائتلاف رفسنجانی – موسوی – خاتمی – کروبی تلاشی برای حفظ نظامی است که به آنها کماکان امکان بقاء میدهد. باختن در این جنگ برایشان به معنای مرگ و حذف است. محاکمه بسیاری از عناصر کلیدی این جریان بخشی از این پروسه است. نقطه سازشی متصور نیست. پلهای پشت سرشان تمامی خراب شده است.

 

به این جریان چگونه باید برخورد کرد؟ تلاش ما در این چهارچوب چند بعدی و چند وجهی است. ما در عین تلاش برای سازماندهی و گسترش افق و آلترناتیو کمونیسم کارگری٬ در عین سازماندهی و به میدان کشیدن طبقه کارگر٬ میکوشیم که "نه" مردم علیه رژیم اسلامی را تعمیق کنیم. افق چپ و سوسیالیستی و کارگری را بر این اعتراضات و جنبش توده ای برای سرنگونی رژیم حاکم کنیم. در این راستا٬ این جریان یک مانع پیشروی خیزش و انقلاب توده های کارگر و زحمتکش است. باید به کناری زده شود. مردم باید در عین حال که از شکاف بالائیها استفاده میکنند در عین حال نباید کوچکترین توهمی به نقش و جایگاه این جریانات داشته باشند. اینها بخشی از نظام اند که اکنون مورد غضب خودی هایشان قرار گرفته اند. واقعیت این است که مردم برای گرفتن چماق اسلام از دست خامنه ای و احمدی نژاد و دادنش به دست خاتمی و موسوی به میدان نیامده اند. قصد اینها کنترل و مهار مبارزات مردم و جاری کردن آن در مجرای ارتجاعی قانون اساسی رژیم اسلامی است. در حالیکه کل پیکره جمهوری اسلامی اعم از جناحها و حکومتش و یا کل قوانین اش هدف اعتراض مردم است.

 

مردم توهم چندانی به این جریانات ندارند. مسلما این جریانات هر تلاشی برای تعمیم سیاستهایشان در صفوف مردم آزادیخواه و برابری طلب خواهند کرد. مردم به سوت اینها اعتراض میکنند٬ اما با سوت اینها دست از اعتراض نمیکشند. و با تغییر تناسب قوای سیاسی و تحمیل درجه بیشتری از گشایش سیاسی دو فاکتو مردم نیز مجراهای اعتراضی مستقل خود را شکل خواهند داد. در آن صورت این جریانات کلا به کناری زده خواهند شد. آینده این جریانات به آینده رژیم اسلامی گره خورده است٬ با رژیم خواهند رفت.

 

 

یک دنیای بهتر: مساله نقش و جایگاه طبقه کارگر در سرنگونی رژیم اسلامی یک مولفه تعیین کننده است. برای به میدان کشیدن طبقه کارگر و ایفای نقش تاریخی در رهبری و هدایت اعتراضات توده های مردم چه باید کرد؟

 

علی جوادی: طبقه کارگر باید متشکل شود. در تشکل توده ای و همچنین در تشکل حزبی خود. تلاش برای تامین چنین شرایطی یکی از اساسیترین وظایف حزب ما در شرایط حاضر است. در غیاب تشکلهای توده ای کارگری٬ در غیاب تشکل حزبی کارگران و وجود حزبی کمونیستی کارگری که به تشکل سیاسی کارگران و ظرف سیاسی رهبران رادیکال سوسیالیست طبقه کارگر تبدیل شده باشد٬ سرانجام این تحولات میتواند به کیسه طبقات حاکم و مشخصا ناسیونالیسم پرو غرب و جریانات رنگارنگ این جنبش ارتجاعی ریخته شود. من برخلاف تصورات پوچ نگرش پوپولیستی فکر نمیکنم که سرنوشت این مبارزات الزاما از آن ما کمونیستهای کارگری و طبقه کارگر خواهد شد. سرنگونی رژیم محتوم است. اما برای پیروزی کمونیسم و استقرار نظامی متضمن آزادی٬ برابری٬ حکومت کارگری باید تلاش بسیاری کرد و این منوط به میدان آمدن طبقه کارگر در این جدال سرنوشت ساز و کسب هژمونی در صفوف جنبش توده ای مردم برای سرنگونی رژیم اسلامی است.

 

چه باید کرد؟ رهبران رادیکال سوسیالیست طبقه کارگر باید دست به کار شوند. دوران سرنوشت سازی است. حلقه اولیه در شرایط کنونی گسترش جنبش مجامع عمومی است. باید در هر واحدی متشکل شد. مجامع عمومی را به هر بهانه ای سازمان داد. باید این مجامع عمومی را روتین کرد. شوراهای کارگری محصول مجامع عمومی سازمان یافته است. این تشکلات کارگری باید در مورد اساسی ترین مسائل جامعه ابراز وجود کنند. نمایندگان کارگری باید به مسائل کارگران و مسائل عدیده جامعه بپردازند. هیچ عرصه ای ممنوعه نیست.  تردیدی نیست که رژیم بیشترین فشار و تهدید را بالای سر کارگران قرار داده است. اما هیچ درجه تهدید کارآیی چندانی در مقابل کارگر متحد و سازمان یافته ندارد. با کمی تغییر توازن قوا ما شاهد حضور گسترده طبقه کارگر در جدال سیاسی حاضر خواهیم بود.

 

رکن حیاتی دیگر مساله تشکل حزبی کارگران است. کارگر بدون حزبش نمیتواند در مبارزه بر سر قدرت سیاسی حضور داشته باشد. بعلاوه حزب سیاسی کارگران هم بر خلاف تصورات پوپولیستی حزبی به نیابت از کارگران نیست. حزب سیاسی خود کارگران و کمونیستهایی است که پرچم جامعه ای آزاد٬ برابر و سوسیالیستی را به اهتزاز در آورده اند. حزب اتحاد کمونیسم کارگری ظرف اعتراضی این کارگران است. ما برای انقلاب کارگری و نه هر "انقلابی" سازماندهی و تلاش میکند. من همینجا رهبران سوسیالیست کارگری را به پیوستن به حزب اتحاد کمونیسم کارگری و تبدیل این حزب به ظرف اعتراض خودشان در مبارزه برای ایجاد دنیایی بهتر فرامیخوانم.

 

کارگران امروز بخشی از صفوف اعتراضی توده های مردم در جدال با رژیم اسلامی اند. اما مساله بر سر حضور طبقه کارگر بمثابه طبقه ای با ابزار قدرت اعتصابی و خواباندن چرخ اقتصاد و فرود آوردن ضربه نهایی بر رژیم اسلامی و تامین شرایط پیروزی کمونیسم کارگری در جدال های جاری است. کارگر و کمونیسم باید در مقام رهبر اعتراضات جامعه قرار گیرند. این شرط آزادی و برابری جامعه است. در غیر اینصورت بار دیگر شاهد رقم خوردن آینده توسط نیروهای طبقات حاکم بر جامعه خواهیم بود.

 

 

یک دنیای بهتر: نقش جوانان در اعتراضات خیابانی برجسته و انکار ناپذیر است. چگونه میتوان اعتراضات این نسل را سازمان داد؟

 

علی جوادی: این یک مساله مهم و گرهی است. در این رابطه هم دو سطح تشکل بعنوان راه حل اساسی مطرح است. تشکل توده ای و تشکل حزبی جوانان. مناسبترین شکل تشکل توده ای در این سطح از توده های مردم ایجاد شوراهای محل زیست است. جوانان بخشی از توده های مردم اند. باید در سطحی توده ای متشکل شوند. قطعنامه حزب در مورد تشکلات محل زیست در عین حال راه حلی برای این معضل است. اما میتوان به شکل های دیگر و مختص جوانان هم فکر کرد. در این راستا شاید ایجاد شوراهای جوانان سرخ یک راه حل مطلوب باشد! شوراهایی که در برگیرنده جوانان محلات مختلف که برای سرنگونی انقلابی رژیم اسلامی و استقرار نظامی آزاد و برابر و یک جمهوری سوسیالیستی مبارزه میکنند. شوراهای جوانان سرخ میتواند عاملی تعیین کننده در کنترل محلات و خارج کردن آن از دست اوباش رژیم اسلامی باشد. بعلاوه مساله دخالت در جنگ و جدال خیابانی یک فاکتور مهم در تحولات حاضر است. باید جلوی خونریزی و کشتار ماشین آدمکشی رژیم را گرفت. نقش جوانان سرخ و کمونیست در این زمینه کلیدی است. ما در عین حال تمامی جوانان کمونیست را به پیوستن به حزب اتحاد کمونیسم کارگری و ایجاد واحدهای مختلف حزبی در هر منطقه و محله و محیط کاری فرامیخوانیم. 

 

یک دنیای بهتر: مساله تسلیح در پروسه بزیر کشیدن رژیم اسلامی یک واقعیت انکار ناپذیر است. رژیم اسلامی به زبان خوش در مقابل اراده مردم کنار نخواهد رفت. پاسخ شما به این نیاز چیست؟

 

علی جوادی: بدون تردید رژیم اسلامی را تنها میتوان با خیزش انقلابی توده های مردم و به شیوه ای قهرآمیز سرنگون کرد. راه دیگری متصور نیست. رژیم اسلامی زبان خوش که سهل است هیچ زبان آدمیزادی سرش نمیشود. بیش از صد هزار تن را کشته است٬ هیچ ابایی هم در کشتن بیشتر ندارد. این یک ماشین آدمکشی اسلامی است. خود رژیم قهر ارتجاعی را بطور روزمره و از ابتدای حاکمیتش در دستور خود گذاشت٬ امروز جامعه ناچارا باید قهر انقلابی را در دستور قرار خود دهد. به چند مساله در این زمینه میتوان اشاره کرد. یک رکن همیشگی تحولات انقلابی شکاف در صفوف نیروهای مسلح رژیم و کنده شدن و روی آوری بخشهای پایینی این ارگانها٬ مشخصا ارتش و شاید هم بخشهایی در سپاه٬ به سمت مردم باشد. این نیروها میتوانند تامین کننده تجهیزات لازم برای یک قیام مسلحانه و رو در رویی نظامی در سطح جامعه باشند. اما چنین تحولی معمولا در دوران پایانی هر تلاطم انقلابی شکل میگیرد. لذا حزب کمونیستی کارگری از جنس حزب ما باید به فکر سازماندهی نیروی مسلح و ایجاد نیروی نظامی و کلا سازماندهی نظامی بخشی از کارگران و مردم زحمتکش باشد. بعلاوه باید برای قیام مسلحانه کارگری نقشه و برنامه داشت. خوش خیالی در این زمینه سم است. بعد نظامی یک بعد از مبارزه است که بسرعت به جلوی صحنه سیاست رانده خواهد داشت. نتیجتا باید از هم اکنون آماده شد. بنظرم باید برای مبارزه قهرآمیز با رژیم اسلامی آماده شد.

 

از طرف دیگر باید توجه داشت که رژیم اسلامی یک رژیم سیاسی با فرماندهی واحد نیست. رژیمی متشکل از باندها و دستجات اوباش و غارتگری است که با سرنگونی راس آن٬ دستجات تشکیل دهنده چنانچه جارو نشوند میتوانند جامعه را تخریب کنند. در صورت شکل گیری چنین شرایطی باید با قدرت ارتش سرخ کارگری این جریانات را که همگی تا دندان مسلح هستند از صحنه سیاست ایران جارو کرد.