یک دنیای بهتر: هدف این میزگرد پرداختن به قطعنامه های متعدد پلنوم چهارم حزب اتحاد کمونیسم کارگری است. در شماره بعد به قطعنامه ها میپردازیم و الویتهای ناشی از آن را مورد بحث قرار میدهیم. اما در این شماره اجازه دهید که چند کلمه ای هم در مورد خود پلنوم صحبت کنیم. بنظر شما ویژگی های این پلنوم کدام ها بودند؟ چرا چنین قطعنامه هایی در دستور قرار گرفتند؟ اهمیت پرداختن به این موضوعات در چیست؟ به این اعتبار جایگاه این پلنوم را در تاریخ فعالیتهای حزب چگونه ارزیابی می کنید؟ آیا از این پلنوم راضی هستید؟
علی جوادی: پلنوم چهارم حزب یک اجلاس خوب کمیته مرکزی بود. دو روز و نیم کار فشرده٬ تصویب چهار قطعنامه و بیانیه مهم٬ پرداختن به مسائل اساسی بحران جهان سرمایه داری و بررسی تاٽیرات این شرایط بر کار و وظایف ما٬ و ارزیابی اولویتهای حزب در دوره آتی از جمله مسائل اساسی این پلنوم بودند. من از پلنوم حزب علیرغم تمام کمبودهایمان راضی هستم. نمونه ای از پلنوم یک حزب بالغ و مسئول و رو به آینده کمونیستی بود. حزبی که موقعیت خود را بطور ابژکتیو مورد بررسی قرار میدهد٬ مسئولانه چشم در نقاط ضعف و قوت حزب می اندازد٬ وظایف و نقطه ویژه تمرکز خود را میشناسد و خطوط پیشروی کار را ترسیم میکند. این حزب خودنمایی و تملق گویی و خود محوربینی نیست. چنین مختصاتی برای حزبی کمونیستی کارگری از جنس ما سم است. این حزبی برای سازماندهی و تامین هژمونی کمونیسم کارگری در جنبش اعتراض ضد سرمایه داری طبقه کارگر و انقلاب کارگری است.
ما میخواهیم حزب سیاسی کارگران باشیم. در این راه گام برمیداریم. چنین هدف مقطعی ای را دنبال میکنیم. حزب در این پلنوم یکی از حلقه های استراتژی سازمانی خود را در رسیدن به چنین هدفی تعیین کرد. مسائل اساسی حزب و طبقه در این پلنوم برجسته بودند. ما ناچار بودیم که بعد از ضربات اساسی ای که گرایشات چپ رادیکال به تحزب کمونیسم کارگری و رابطه کمونیسم و طبقه وارد کرده است٬ مساله حزب و طبقه را بار دیگر در دستور کمونیسم کارگری و حزب قرار دهیم. به مجموعه قطعنامه ها و بیانیه های این پلنوم نگاه کنید. یک پیام روشن دارد. این گرایش معینی در صفوف کارگری است که در سر و سامان دادن به گرایش خود آستین ها را بالا زده است. مساله تشکلات کارگری در این پلنوم برجسته بود. موانع و بیراهه هایی که در مقابل جنبش کارگری قرار دادنده اند٬ مورد بررسی قرار گرفتند. نقد سندیکالیسم٬ نقد عملکرد کمیته هایی که با هدف تشکیل تشکلات توده ای کارگری ایجاد شده اند اما کارنامه عملی شان چیزی جز تفرقه افکنی و سکتاریسم در صفوف طبقه کارگر نبوده است٬ یک محور مباحٽ ما بود. از طرف دیگر بحٽ و ارزیابی از دو حزب موسوم به کمونیست کارگری و بررسی جایگاه کمونیسم منصور حکمت بخش دیگر مباحٽ پلنوم را تشکیل میداد. این مجموعه هر چه روشن تر صفوف و تمایز ما را از سایر گرایشات کارگری و همچنین احزاب مدعی کمونیسم کارگری ترسیم میکنند. در مجموع این پلنوم تاکیدی روشن تر بر فعالیت و تکاپوی گرایش کمونیستی طبقه کارگر داشت. مسائل حزب و تشکلات توده ای و حزبی طبقه و سر و سامان دادن به این گرایش و پرچم کمونیستی اش مشغله این پلنوم بود.
یک دنیای بهتر: بحث اول پلنوم پیرامون اوضاع بحرانی جهان سرمایه داری و وظایف عمومی ما کمونیستهای کارگری در شرایط حاضر بود. صحبت از پایان یک دوره تاریخی سی ساله و شکست سیاسی سرمایه داری در اذهان تودهای توده های مردم بود. صحبت از تشدید مبارزه طبقاتی میان دو طبقه اصلی جامعه در متن جوامع پیشرفته سرمایه داری بود. تاثیرات این شرایط بر کار و فعالیت کمونیستی حزب در دوران آتی کدام است؟ این شرایط چه تاثیراتی در پیشروی طبقه کارگر در مبارزه برای تصرف قدرت سیاسی ایفا میکند؟
علی جوادی: در این بحٽ پلنوم تلاش داشت ارزیابی روشنی از مختصات دوره ای که در آن قرار داریم ارائه دهد. شرایط جهانی تغییرات ویژه و معینی کرده است. بحران پیکره جهان سرمایه داری را در بر گرفته است. اعتراضات کارگری گسترده ای در سطح جهان در حال شکل گیری است. کشمکشهای طبقاتی در اصلی ترین جوامع سرمایه داری غرب تشدید یافته است. مبارزه طبقاتی کارگر و سرمایه به مساله اصلی جوامع تبدیل شده است. دیگر صحبتی از "پایان مبارزه طبقاتی" و "پایان تاریخ" نیست. مساله اصلی این دوره سرنوشت اقتصادی جوامع بشری است. سرمایه داری یا سوسیالیسم هر چه بیشتر به پارادیم سیاسی مبارزات جاری تبدیل میشود.
تاکید این مباحٽ بر این بود که دوره تهاجم سی ساله راست ترین و لجام گسیخته ترین گرایش سرمایه داری به پایان رسیده است. دوره ای که در پایان ده هشتاد با عروج ریگانیسم و تاچریسم آغاز شد٬ در اوج تعرض خود منجر به سقوط بلوک شرق و تهاجم همه جانبه به آزادیخواهی و برابری طلبی و انسانیت و کارگر شد و در مرحله پایانی خود را در اسارت یک بحران همه جانبه اقتصادی درگیر یافت. این دوره اکنون به پایان رسیده است. تصورات عمومی جامعه بشری و طبقه کارگر نسبت به نظام اقتصادی حاکم بر جهان تغییرات فاحشی کرده است. سرمایه داری اکنون در اذهان توده های مردم یک نظام شکست خورده و ورشکسته است. توجهات بر آلترناتیو اقتصادی این نظام متمرکز شده است. این ویژگی های سیاسی در نوع خود برای مبارزه کمونیستی بسیار حائز اهمیت است. دور جدیدی از گسترش مبارزه طبقاتی در بطن جوامع سرمایه داری غرب در حال شکل گیری است. اعتراضات کارگران در یونان و فرانسه طلعیه چنین وضعیتی است.
این شرایط جهانی وظایف ویژه ای را در مقابل ما کمونیستهای کارگری قرار میدهد. تعرض کمونیستی و تلاش برای سازماندهی انقلابی طبقه کارگر را بسیار تسهیل میکند. گوشها باز است. ذهن ها پرسشگر است. تحرک برای مقابله با این وضعیت جهانی است. این شرایط پیشروی طبقه ما و کمونیسم است. پلنوم این دوره را ارزیابی کرد. به نکاتی پیرامون استنتاجات سیاسی ناشی از این شرایط در وضعیت پیشروی طبقه کارگر و کمونیسم در ایران پرداخت.
یک دنیای بهتر: دو قطعنامه اصلی این پلنوم در مورد سندیکالیسم و کمیته ها و نهادهای "ایجاد" و "پیگیری" و "هماهنگی" تشکلات کارگری بودند. کدام شرایط پرداختن به این تشکلات و همچنین پرداختن به سندیکالیسم را ضروری میکنند؟ در شرایط حاضر طبقه کارگر فاقد تشکلات پایدار و جا افتاده علنی و توده ای هستند؟ آیا نباید وجود همین تشکلات را هم به فال نیک گرفت؟ آیا بعض هیچ چیز نیستند؟
علی جوادی: مساله ما بر سر "کاچی و هیچ چی نیست". مساله ما پرداختن به سازماندهی توده ای طبقه کارگر است. یک رکن پیشروی و پیروزی کمونیسم ایجاد و تقویت و گسترش تشکلات توده ای و حزبی طبقه کارگر است. تشکلاتی که بنام کمیته های "پیگیری" و "هماهنگی" و ... ایجاد شده اند علیرغم اهدافی که در مقابل خود قرار داده اند عملا به موانع و بیراهه هایی در ایجاد تشکلات توده ای طبقه کارگر تبدیل شده اند. از طرف دیگر سندیکالیسم در ایران به خود تحرکی داده است و ما شاهد فعالیتهای گسترده تر این گرایش راست و رفرمیستی در صفوف طبقه کارگر هستیم. باید به این هر دو گرایشات پرداخته میشد. پلنوم پرداختن به این دو گرایش را در دستور کار خود قرار داد. مبانی پایه ای و جوهر واقعی سیاستها و عملکرد آنها را مورد بررسی قرار داد که این مجموعه در دو قطعنامه پلنوم بخوبی منعکس شده است.
در مورد کمیته ها و نهادهای "کارگری" باید گفت که این تشکلات اساسا ظرف اعتراض توده ای طبقه کارگر نیستند. مدعی تلاش برای ایجاد و یا هماهنگی این تشکلات هستند. اما عملکرد واقعی آنها در چند سال اخیر کاملا کارنامه دیگری را نشان میدهد. این جریانات عملا موجد سکتاریسم و پراکندگی بیشتر٬ به میزانی که مورد استقبال قرار گرفته اند٬ در صفوف طبقه کارگر بوده اند. نگاهی کوتاه به مشغله هایشان٬ دعواها و تلاشهایشان نشان دهنده صحت این ارزیابی از نقش و عملکرد این جریانات است. این بیراهه را باید نقد کرد. پروسه شکل گیری گسترده تشکلات توده ای کارگری از این مجرا عبور نمیکند.
مساله سندیکالیسم متفاوت است. سندیکالیسم یک گرایش راست و توده ایستی در صفوف طبقه کارگر است. بر عکس "کمیته های کارگری" قابلیت سازماندهی توده ای و علنی کارگر را دارد. با تجربه تر و سنت دار تر است. برخلاف تصور برخی گرایش خودبخودی طبقه کارگر در مبارزه برای بهبود معاش و معیشت اش نیست. یک گرایش سیاسی و اجتماعی است. آلترناتیو کارگری یک گرایش بوروژایی در صفوف طبقه کارگر است. مهار و کنترل اعتراضات رادیکال کارگری٬ محدود کردن این اعتراضات به چهارچوب و مناسبات بورژوایی حاکم در جامعه اساس فعالیت این گرایش است. ما این گرایش سیاسی را نقد میکنیم در عین اینکه از هر تلاش کارگر برای ایجاد هر نوع تشکل توده ای کارگری دفاع میکنیم. هدف ما سازمان دادن گرایش شورایی و برپایی جنبش مجمع عمومی کارگران است. یک وجه چنین تلاشی مقابله با سندیکالیسم و گرایشاتی است که کارگران را به بیراهه ها فرامیخوانند.
یک دنیای بهتر: اولویتهای ناشی از طرح این قطعنامه ها کدامها هستند؟ هموار کردن راه ایجاد تشکلات توده ای کارگری؟ کنار زدن موانع و بیراهه هایی که در این پروسه ایجاد شده اند؟ کلا جایگاه و وزن تشکلات توده ای طبقه کارگر در شرایط کنونی در اوضاع متحول جامعه چگونه است؟ این تشکلات چه جایگاه و نقشی در سرنگونی رژیم اسلامی و تصرف قدرت سیاسی توسط جنبش کمونیسم کارگری ایفاء میکنند؟
علی جوادی: هموار کردن راه ایجاد تشکلات توده ای کارگری٬ کنار زدن موانع سر راه آن یک هدف اعلام شده ماست. ما بر این اساس تلاش گسترده تری را سازمان خواهیم داد. هر فعال رادیکال و سوسیالیستی طبقه ما باید یک فعال جنبش مجمع عمومی کارگری و جنبش شورایی باشد. برپایی گسترده جنبش مجامع عمومی کارگری یک هدف مشخص ماست. رسیدن به این هدف در عین حال مستلزم تقابل با سایر گرایشات راست و "چپ" در این راستا است.
ما برای به میدان کشیدن طبقه کارگر و سازماندهی و رهبری یک انقلاب کارگری تلاش میکنیم. پیشروی در این هدف مستلزم وجود تشکلات توده ای و حزبی طبقه کارگر است که بتوانند توده های کارگر را در ابعادی اجتماعی متحد و در میدان اعتراضات سرنوشت ساز رهبری و هدایت کنند. هیچ اعتراض کارگری نمیتواند از بالای سر رهبران عملی کارگری صورت گیرد. متحد کردن صفوف طبقه کارگر یک شرط پیشروی کمونیسم است. سرنگونی رژیم اسلامی بیش از هر زمان به تحرک و نقش طبقه کارگر در تحولات سیاسی حاضر گره خورده است. حزب ما بر این نقش کلیدی طبقه کارگر واقف است و تاکید دارد. هدف ما شکل دادن به صفی است که بتواند طبقه کارگر را در ابعاد اجتماعی در این مبارزه رهبری کند.
یک دنیای بهتر: پلنوم بیاینه ای در باره موقعیت و جایگاه کمونیسم منصور حکمت صادر کرد. هدف از انتشار این بیانیه چه بود؟ برخی چپ های ضد کمونیسم کارگری این اقدام در ارج گذاری مقام و جایگاه و تاثیرات منصور حکمت را تقبیح میکنند. بعضا این اقدام را تلاشی "مذهبی" تلقی میکنند و یاد آور میشوند که منصور حکمت "پیغمبر" نبود. اخیرا این سیاست در دو حزب موسوم به "کمونیست کارگری" هم رایج شده است. ارزیابی شما چیست؟ نقش و جایگاه کمونیسم منصور حکمت در تحولات آتی جامعه کدام است؟
علی جوادی: "منصور حکمت پیغمبر نبود". این اسم رمز عبور و تعرض به کمونیسم منصور حکمت است. مبتکر این تلاش ارتجاعی جریانات ضد کمونیست ملی - اسلامی هستند. انتظار دیگری هم نمیتوان داشت. متاسفانه اکنون شاهد آن هستیم که رهبران هر دو حزب موسوم به کمونیست کارگری نیز به این کمپین ارتجاعی پیوسته اند. نمیتوانند آشکارا به مقابله تزها و نقطه نظرات کمونیستی اش بپردازند٬ از پهلو وارد میشوند. میخواهند خود را از زیر بار کمونیسم منصور حکمت خلاص کنند. "در افزوده های" راست و پوپولیستی خود را دارند. دیگر نیازی به کمونیسم منصور حکمت حس نمیکنند. کمونیسم منصور حکمت وزنه ای بر پایشان است که حرکتشان در جهت اهداف مغایر کمونیسم کارگری را کند میکند. ما بسادگی از پس مخالفین آشکار کمونیسم منصور حکمت بر می آئیم. مساله ای نیستند. مشکل اما جریاناتی هستند که در زیر نام منصور حکمت چنین پروژه ای را پیش میبرند. خوشبختانه خود این جریانات در دوره اخیر با قرار دادن پروژه عبور از منصور حکمت به این گسست شتاب بخشیده اند. یک وظیفه ما نشان دادن بی ربطی این جریانات با کمونیسم منصور حکمت است.
اما نقش و جایگاه کمونیسم منصور حکمت یک مساله اساسی برای ماست. پیروزی کمونیسم کارگری در ایران تنها میتواند تحت این پرچم صورت گیرد. سایر کمونیسم ها امتحان خود را پس داده اند. شکست خورده اند. پیروزی کمونیسم در گرو تفوق سیاسی نظری این کمونیسم در اعتراضات کارگری و جامعه است.
یک دنیای بهتر: این مجموعه از قطعنامه ها و بیانیه ها کلا کدام اولویتهایی را در مقابل حزب در دوره آتی علاوه بر اولویتهای تا کنونی قرار میدهند؟ تاکیدات حزب در دوره آتی کدامها هستند؟
علی جوادی: هدف ما سر و سامان دادن به گرایش کمونیستی طبقه کارگر و جنبش شورایی است. گسترش فعالیت در جهت سازماندهی توده ای طبقه کارگر و تلاش برای گسترش دامنه نفوذ گرایش رادیکال سوسیالیستی از ارکان این فعالیت حزب در دوره اخیر است. کلا مساله "حزب و طبقه" در حال حاضر در محور فعالیت حزب قرار دارد. حزب سیاسی کارگران را در این پروسه میتوان شکل داد. نیروی طبقه کارگر را تنها در این پروسه میتوان به میدان نبرد طبقاتی و تعیین کننده٬ کشاند. این پروسه مطلوب ما برای سرنگونی رژیم اسلامی است. در آتیه بیشتر در این زمینه صحبت خواهیم کرد.