صفحه قبل این صفحه را چاپ کنید
در باره گرانی و راه حل ما

در باره گرانى و فقر و قطعنامه مصوب پلنوم سوم حزب

 

يک دنياى بهتر: پلنوم سوم حزب قطعنامه اى عليه فقر و گرانى و وظايف جنبش کمونيستى طبقه کارگر تصويب کرده است. حزب براساس کدام ارزيابى سياسى و تحليلى اين قطعنامه را صادر کرده است؟

 

على جوادى: واقعیات خشن زندگی طبقه کارگر و توده های مردم زحمتکش و تلاش برای ارائه پاسخی کمونیستی در چنین شرایطی، اساس تلاش ما را تشکیل میدهد. حزب ما هم برای سازماندهی انقلابی کمونیستی مبارزه میکند و هم برای تحمیل بیشترین بهبود در زندگی توده های مردم. انقلاب کارگری انقلابی از سر فقر و گرسنگی و بیکاری نیست. برعکس هر چه طبقه کارگر و توده های مردم زحمتکش از رفاه و امنیت اقتصادی بیشتری برخوردار باشند، هر چقدر موازین سیاسی و رفاهی و مدنی بیشتری به نظام حاکم تحمیل شده باشد، به همان درجه شرایط برای پیشروی یک انقلاب کارگری فراهم تر است. مبارزه برای بهبود زندگی مردم، ایمنی اقتصادی و رفاه توده مردم یک امر همیشگی ماست. نتیجتا ما برای مبارزه برای بهبود زندگی جامعه نیازی به ارزیابی و تحلیل پیچیده و خاصی نداریم. این عرصه برای ما یک مبارزه همیشگی و دائمی است. اگر نیازی به ارزیابی و تحلیل سیاسی باشد، مساله بر سر چگونگی پیشبرد چنین مبارزه ای و ملزومات سازماندهی آن در هر شرایطی است.

  

ببینید، فقر و گرانی و بیکاری، و در یک کلام فلاکت گلوی جامعه را در چنگال خود گرفته است. قیمت اقلام مورد نیاز زندگی روزانه مردم افزایش غیر قابل باوری داشته است. هزینه مسکن بطور سرسام آوری افزایش یافته است. بیکار سازیها در ابعاد گسترده رو به گسترش است. تنها در هفته های اول سال جدید بیش از ۵۰ هزار کارگر را بیکار کردند. دستمزدهای صدها هزار کارگر برای ماههاست که پرداخت نشده است. سطح دستمزدها حتی کفاف یک زندگی بخور و نمیر را هم نمیدهد. این وضعیت حتی با معیارهای ضد انسانی یک جامعه سرمایه داری متعارف هم شرایطی عادی نیست. وضعیتی عمیقا بحرانی است. فلاکت است. قحطی نیست! وفور است. کالا هست. اما مردم زحمتکش فاقد امکانات و توان لازم حتی برای تامین یک زندگی اولیه برای خود هستند. فریادهای: "کارگریم، گرسنه ایم، گرسنه ایم" کارگران هفت تپه تنها بیان گوشه ای از واقعیت تلخ زندگی توده های مردم در چنین شرایطی است. قطعنامه حزب تلاشی برای پاسخگویی رادیکال و کمونیستی به این شرایط دهشتناک و فلاکت اقتصادی است.

 

يک دنياى بهتر: قطعنامه سياستهاى ناسيوناليستى و پروتکشنيستى را سياستهائى غير موثر و مخرب در مقابل موج بيکارى و فقر و گرانى نام برده است؟ چرا کارگران بايد مخالف اين سياستهاى ناسيوناليستى باشند؟ نقد اساسى شما به اين سياستها چيست؟

 

على جوادى: لجبازی و یک دندگی خاصی در کار نیست! کارگر و کمونیسم راه حل خود را در قبال چنین شرایط دهشتناک و فلاکتباری دارند. ما کارگران و کمونیستها راه حل دیگری داریم. راه حلی که متضمن رفاه و امنیت اقتصادی و بهبود شرایط زندگی کارگر و توده مردم است. چرا باید راه حل ها و سیاستهایی را پذیرفت که متضمن حفظ موقعیت نابرابر و فرودست طبقه کارگر و اکثریت عظیم جامعه است؟ چرا باید راه حل هایی را پذیرفت که سرنوشت کارگر را به نوسانات بازار و سوخت و ساز و ملزومات فعالیت اقتصادی سرمایه در جامعه گره میزند؟ چرا کارگران باید سکویی برای پیشرفت یک جناح سرمایه در قبال جناح دیگر سرمایه شوند؟

 

بعلاوه راه حل هایی ناسیونالیستی و پروتشکنیستی کلا راه حل هایی برای معضل بخشهایی از سرمایه هستند. راه حل بخشی از طبقه سرمایه دار حاکم برای معضل بخشی از خود این طبقه هستند. راه حلی برای دردهای بیشمار طبقه کارگر نیستند. مساله این نیست که این "جماعت دلسوز" گرد هم آمده اند و راه حلی برای "کارگر مستضعف" و "فقیر" پیدا کرده اند. شاید مبلغین عوامفریب این قشر اینگونه وانمود کنند. اما صورت مساله این نیروها از اساس چیز دیگری است. نتیجتا "راه حل" شان هم درمانی برای بحران اقتصاد سرمایه داری و نه زندگی و نیازهای کارگر و توده مردم زحمتکش است.

واقعیت این است که سرمایه داری در ایران در یک بن بست و فلج اقتصادی قرار گرفته است. دچار بحرانی عمیق و همه جانبه است. سرمایه داری یک نظام جهانی است. اما سرمایه داری ایران خارج از حوزه عمومی گسترش و انباشت جهانی سرمایه قرار دارد. دسترسی به بازار جهانی ندارد. حوزه صدور سرمایه و تکنولوژی نیست. مسائل و معضلات سیاسی پایه ای منطقه، کشمکشهای منطقه ای و جهانی عملا سرمایه داری در ایران را در یک فلج اقتصادی قرار گرفته است.

 

از طرف دیگر کدام "راه حل" ها مد نظر هستند؟ شاید بتوان به دو مولفه در قلمرو سیاست اقتصادی این گرایشات اشاره کرد. ۱-اعمال محدودیت بر واردات و بالا بردن تعرفه و گمرک در برخی از عرصه ها و کلا روی آوری به سیاست حمایت از "صنایع داخلی در قبال واردات"، ۲- اعمال کنترل دولتی بر قیمتهای کالاهای وارداتی در جامعه. اینها اساس سیاستهای ناسیونالیستی و پروتشکنیستی در شرایط کنونی هستند. این سیاستها راه حلی برای فلاکت اقتصادی، گرانی و معضل زندگی مردم نیستند. سیاستهایی در حمایت از یک بخش سرمایه در قبال بخش دیگر سرمایه اند. بعلاوه تمام این سیاستها را که کلا میتوان سیاست دولتگرایی اقتصادی نام نهاد در زمان میر حسین موسوی در ابعاد گسترده تری اجرا و پیاده کردند، ماحصلش چیزی جز فقر و فلاکت و محرومیت بیشتر مردم نبود. مردم حافظه تاریخی خود را از دست نداده اند. آزموده را دو باره آزمودن خطاست!

 

واقعیت این است که معضلات اقتصادی کنونی گوشه هایی از بحران سرمایه داری و حاکمیت اسلام در ایران است. راه حل هم نه در اتکاء به هیچکدام از این عوامل بلکه در نابودی و از بین بردن ریشه ای چنین شرایطی است.

 

يک دنياى بهتر: محور تبديل شورش کور به شورش آگاهانه کدام است؟ چه ملزوماتى دارد و حزب چه اقدامات مشخص و روشنى در قبال اين موضوع دارد؟ فراخوان و توصيه حزب چيست؟

 

على جوادى: ما در قطعنامه از تبدیل شورش کور به شورش آگاهانه صبحت کرده ایم. اما "شورش آگاهانه" تعبیر کاملا جامعی از کل سیاست عمومی ما در قبال چنین وضعیتی و یا تحلیل عمومی ما از شرایط سیاسی آتی نیست. "شورش" مستقل از میزان هدفمند بودن یا خود بخودی بودن و به قولی "کور" بودن آن، نشان از یک حرکت و اتفاق ناگهانی و انفجار گونه را در خود دارد. شورش اتفاقی یک نوبتی است. یک مبارزه دائم تا زمان دستیابی به اهداف اعلام شده نیست. چنین اقدامی میتواند یکی از روندهای آتی و واکنش جامعه در مقابله با این وضعیت باشد. اما الزاما تنها روند سیاسی نیست. بعلاوه الزاما مطلوب ترین شکل و روند سیاسی در مقابله با این شرایط نخواهد بود. روندهایی که مستلزم سازمانیابی عمیق تر و همگانی تر است، روندهای مطلوب تری در پیشبرد نقشه عمل عمومی ما در قبال این شرایط هستند.

 

یک رکن سیاست ما پیش از آنکه جامعه در استیصال و فلاکت دست به چنین واکنشی بزند، تلاش برای سازمان دادن یک مبارزه عمومی و هدفمند در قبال این وضعیت فلاکتبار اقتصادی است. اساس تلاش ما سازماندهی اعتراض جامعه است. سازمان دادن مبارزه ای عمومی و اعتراضی و هدفند. به میزانی که جامعه مجرایی برای مبارزه هدفمند و موثر و با اهداف قابل حصول در مقابل خود ببیند، به همان اندازه هم واکنشهای ناگهانی و جرقه وار و تک نوبتی مکان کمتری در مقابله با چنین شرایطی پیدا خواهند کرد.

 

اما در صورت شکل گیری چنین شرایطی مسلما ما تسلیم سیر خودبخودی رویدادها نخواهیم شد. تمام مساله این است که به میزانی که فعالین کمونیسم کارگری در راس اعتراض داده شده و جاری جامعه در قبال مساله فقر و فلاکت قرار داشته باشند به همان میزان هم میتوانند در قبال شورش مردم نقش ایفا کنند.

 

از نقطه نظر من چند مساله حائز اهمیت است. باید افق و خواست های مطالباتی و سیاسی معینی را در جامعه تثبیت کرد. بطوریکه هر مبارزه ای که برای خواستهای اقتصادی شکل میگیرد به گوشه و یا مجموعه ای از این مطالبات و خواستها متکی شود. تدوین بیانیه ای مطالباتی که در بر گیرنده خواست جامعه در مقابله با فلاکت اقتصادی باشد، گام اول پاسخگویی به چنین نیاز مبرمی است. بعلاوه از هم اکنون باید پتانسیل سیاسی و اعتراضی جامعه را در چنین راستایی به راه انداخت. تلاش برای شکل دادن به مجموعه ای سازمانیافته که بعنوان یک پاسخ در سطح جامعه مطرح شود، بخش دیگر پیشبرد چنین هدفی است. و بالاخره مساله هر اعتراضی به مساله رهبری و جایگاه رهبری در آن اعتراض گره میخورد. در چنین شرایط فعالین و سازماندهان کمونیسم کارگری در راس این اعتراضات عمومی در محلات بگیرند. حزب اتحاد کمونیسم کارگری پیشبرد چنین اقداماتی را در دستور خود دارد.      

 

يک دنياى بهتر: فراخوان حزب به کمونيستها و رهبران کارگرى در قبال اين قطعنامه چيست؟ امروز کارگر سوسياليست و رهبر عملى در قبال ماشين خونين فقر و گرسنگى چه اقدامى را بايد در دستور بگذارد؟ چه بايد کرد سوسياليستها و کمونيستها دراين اوضاع کدامند؟ 

 

على جوادى: سیاست ما یک سیاست چند بعدی در قبال شرایط حاضر است. در قطعنامه در این زمینه بطور دقیق صحبت شده است: "کمونیسم و طبقه کارگر باید در راس مبارزه عيله فقر و گرسنگى و وضعیت فلاکتبار اقتصادی قرار گیرند. در این مبارزه یک هدف استراتژیک ما خارج کردن کنترل پروسه تولید و توزیع کالاها و اقلام مورد نیاز پایه ای مردم از مکانيزم و تسلط بازار است. دسترسی و برخورداری از غذا و آموزش و بهداشت و سلامتی، نه یک امتیاز ویژه طبقات دارا، بلکه حق پایه ای همگان و هدف عمومی ما در این مبارزه است. هر انسانی به محض چشم گشودن به این جهان باید از تمامی نیازهای انسانی برخوردار شود. از اینرو مبارزه برای وادار کردن دولت سرمایه به دادن سوبسید به اقلام مورد نیاز زندگی مردم  و تامین بیمه های اجتماعی رکن دیگر سیاست ماست. ايجاد سازمانهاى توده اى عليه فقر، برگزارى مجامع عمومى کارگری در مراکز مهم تولید مواد غذایی و نیازهای مردم، برگزاری مجامع عمومی در محلات کارگرى و فقر زده، سازمان دادن ايجاد شبکه هاى متنوع عليه گرسنگى و فقر، شرط اساسی پیشبرد چنین استراتژی و سیاستی است. باید در هر گوشه جامعه پرچمى علیه فقر و فلاکت اقتصادی برافراشت."

 

قطعنامه به چند مساله اشاره میکند. مبارزه برای بیمه بیکاری مکفی، سازمان دادن مبارزه توده ای علیه فقر، و همچنین تلاش برای خارج کردن پروسه تولید و توزیع اقلام مورد نیاز زندگی مردم از حوزه تولید کالایی و یا خارج کردن کنترل سرمایه است. مساله همانطور که در قطعنامه تاکید شده است، برافراشتن پرچم مبارزه علیه فقر و فلاکت اقتصادی است.